روُبآست

در دست احداث

روُبآست

در دست احداث

روُبآست

سیستم‌ها و شبکه‌های واقعی، روُبآستن!
با اختلالاتِ کوچیک توی این شبکه‌ها، شبکه از بین نمیره!

+روباستنس آنالایزیس

جلوی درب شرقی دانشگاه، تو مسیر دپارتمان بچه‌های دکترای پیوسته تا سرویس‌های دانشگاه، یه خانم فحش ناموس به خودم و پوششم داد. برگشتم سمتش که جواب بدم، فحش‌های بیشتری داد و پاشو بلند کرد لگد بزنه. پاش با فاصلۀ کمتر از پنج سانتی‌متریم رد شد. فکر زنگ زدن به 110 یا صدا کردن نگهبان دانشگاه از ذهنم رد شد ولی برگشتم و رفتم سمت سرویس‌های دنشگاه. سوار شدم و سرمو چسبوندم به شیشۀ اتوبوس و چند قطره اشک صورتمو خیس کرد. مرددم که این جمله  رو بنویسم یا نه. مینویسم؛ واگذارش کردم به مادرم حضرت زهرا.


+الهام گفت زنگ میزدی 110 بیان ببرنش. گفتم که صداشو بیشتر ببره بالا و ملت فیلم بگیرن بفرستن واسه اون یارو میم عین و بگن من رفتم بهش فحاشی کردم؟ الهام گفت من فقط میتونم به نمایندگی جامعۀ زنان بی‌حجاب ازت عذرخواهی کنم...


++چن تا از اساتید دانشکده‌های دیگه و دانشجوهای دکترا هم بودن اون جا. و کسی واکنش داشت؟ خیر.


+++ جاهایی که با هر پوشش دیگه‌ای میرفتم هم زین پس با چادر خواهم رفت.


++++ فحش گذاشتم برا کسی که بیاد ادای روشنفکرا رو دربیاره و حرف از آزادی بزنه

۱ نظر ۲۸ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۹
روُبا
دوشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۲۴ ق.ظ

اگر روزها و شبهای قبل از امتحان از زندگی من حذف شه، امید به زندگیم تا شصت درصد پتانسیل افزایش یافتنو خواهد داشت :|

۱ نظر ۲۸ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۴
روُبا
دوشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۱۹ ق.ظ

برگ دفترچه‌ بیمه‌ت و تاریخ اعتبارش تموم شده باشه و نصفه شبی بری درمونگاه خوابگاه و با هزار منت دکتر شیفت بیاد ببینتت و الکی الکی... هیچی، الان به تریج (؟) قبای تک تک پزشکا بر می‌خوره من چیزی بگم :|

۰ نظر ۲۸ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۱۹
روُبا
يكشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۱۸ ق.ظ

تویی که گرداب را درون خودت غرق می‌کنی

همایون شجریان گوش میدم و وقتی میگه «تو با تمام حادثه‌ها فرق می‌کنی» اینقدر خوب گفتنش روم تأثیر میذاره و حس عاشق بودن به آدم القا می‌کنه که دوست دارم اینجا رو باز کنم برای یک «تو» بنویسم. برم آهنگ رو براش بفرستم و توضیح بنویسم که برای تویی که با تمام حادثه‌ها فرق می‌کنی.

ولی،

مشکلی که هست اینه که هیچ «تو»یی وجود نداره و منم با وجود نداشتنش مشکلی ندارم متأسفانه و خیلی هم راضی‌ام از این وضعیتی که «یک تو وسط زندگی‌ام گم شده‌است».

+«تو»ی عزیز، ببخش که نه تنها حوصلهٔ کشف و پیدا کردنت را هم ندارم، حوصلهٔ خودم را هم ندارم و گند زده‌ام به واژهٔ «ما»ئی که هرگز وجود نداشته و من هم نه تنها هیچ تلاشی برایش نکرده‌ام، با تمام وجود از تو و خودم و ما فرار کرده‌ام.


++من پشت خط فاجعه عاشق نمی‌شوم.

۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۱۸
روُبا
يكشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۰۲ ق.ظ

در سرزمین گالیله

خواب‌های پیچیدهٔ عصرگاهیِ برای فرار از درس خواندن...


من پسوردِ سال‌ها فراموش شدهٔ تو رو بازیابی نکردم، فقط پسورد خودم در محیط موردنظر رو زدم. چرا پسوردت همون پسورد من بود؟ همون پسورد یونیک من؟

۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۰۲
روُبا
يكشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۵۹ ق.ظ

تا نگاه می‌کنی،

وقت رفتن است...

۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۵۹
روُبا

«رامین این‌جا لیگ برتر نیس، جام جهانیه»

خیلی هم جدی می‌گفت اینا رو.

۰ نظر ۲۶ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۶
روُبا
شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۵۴ ق.ظ

دائماً یکسان نباشد حال دوران اما تو غم بخور :|

کمتر از شیش ساعت پیش از شادی و هیجان زیاد داشتیم جیغ می‌زدیم و رو زمین نبودیم.

الان نفس کشیدن هم سخته. خیلی سخته. از شدت ناراحتی. حالا که طلسم گریه نکردنم شکسته فقط دلم می‌خواد بشینم کنارت با تمام وجودم گریه کنم... همهٔ گریه‌هایی که باید اشک می‌شدن و نذاشتم اشک شن...


لعنت.

۰ نظر ۲۶ خرداد ۹۷ ، ۰۲:۵۴
روُبا
شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۱۱ ق.ظ

میگه رفتاراش هیستریونیکه...

نمی‌دونم. ولی نیست واقعاً! به نظر من نیست. فقط مثل تو فکر نمی‌کنه! طرز تفکرش با تو متفاوته.

۰ نظر ۲۶ خرداد ۹۷ ، ۰۲:۱۱
روُبا
شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۰۱ ق.ظ

اتفاقات چهل و هشت ساعت گذشته رو نمی‌تونم این‌جا بنویسم. خلاصه‌ش رو هم همین‌طور.

چهل و هشت ساعت. اینهمه اتفاق فقط توی چهل و هشت ساعت رخ داد.

+حال دیشبم و حال امشبم. هر دو تاش بد بود و هست ولی کاش بد بودن حال امشبمم مثل دیشب بود نه به این دلیل.

هاردام پیشم نیست تا آهنگای مورد علاقه‌م از یانی و دیود لنز رو گوش بدم یکم از ناراحتیم کم کنه. برم رندم یکم ازشون آهنگ دانلود کنم ببینم تأثیر دارن یا نه.


۰ نظر ۲۶ خرداد ۹۷ ، ۰۲:۰۱
روُبا